آیا شده در هنگام میکس، با پخش تک تک صداهایتان، (مثلا صدای بیس و صدای کیک) جداگانه از صدایشان راضی باشید، اما وقتی صداها (مثلا همان کیک و بیس پروژه مان)  با هم پخش شوند، صدا خوب شنیده نشود و در هم قاطی شود؟ پس اگر شما هم چنین تجربه ای داشته اید، بهتر است ساید چین را یاد بگیرید. ساید چنینگ Sidechaining یک تکنیک است که موقع تولید یک موسیقی تمام عیار می توانید، بصورت افکت بر روی صدا (در میکسر) از آن استفاده کنید. مکانیزم عملیاتی ساید چینینگ ساده است، بدین شکل که یک سورس جداگانه صدا را در میکسر به یک آستانه یا Threshold متصل کرده تا هنگامی صدای اصلی به آن سطح آستانه می رسد، افکت اعمال شود. برای درک بهتر مساله ساید چینینگ بگذارید با یک مثال ساده بیشتر توضیح دهیم. مدل ساده ی این مساله هنگامی است که دی جی های رادیویی مثل آرمین ون بیورن در پادکست هایش می خواهد صحبت کند و موزیک در پس زمینه در حال پخش است. وقتی که دی جی صحبت می کند، یک لیمیتر متصل به موزیک پس زمینه با شروع صحبت دی جی فعال می شود و سطح موزیک پس زمینه را برای شنیده شدن صدای دی جی کم می کند (برای جلوگیری از در هم آمیخته شدن موزیک اصلی با صدای دی جی، مانند مثال کیک و بیس که در بالا اشاره شد). هنگامی که وی ساکت شود، لیمیتر غیرفعال شده و صدای موزیک در میکس به حالت قبلی بالا می آید. 
عمدتا در موسیقی امروز دنیا، چه در EDM ها و چه در موزیک پاپ کشورمان، استفاده از ساید چین برای کیک و بیس بخاطر لو فرکانس (فرکانسهای کمی که از 40 هرتز پایین تر است و در کیک و بیس ایجاد اختلال صدا می نماید) رایج می باشد. جالب است بدانید در دنیا به سایدچین، داکینگ هم می گویند. داک در زبان انگلیسی همانطوری که به معنای اردک است به معنای سر را دزدیدن و جا خالی دادن هم می باشد، بدین معنا که با بالا امدن صدای یک المان موسیقیایی، دیگری پایین می آید تا از اختلال فرکانسی جلوگیری شود.
البته لازم به ذکر است این تکنیک در سخت افزارهای کامپرسور سالها وجود داشت اما زمانی این تکنیک توسط دو برادر ایتالیایی که پایه گذار برند Benny Benassi بودند به صورت هوشمندانه ای پیاده سازی شد که با موزیک Satisfaction مورد توجه جهانی قرار گرفت. این موزیک در بسیاری از کشورهای اروپایی ماه ها جزو پرفروشترین موزیکهای سبک کلاب و دیسکو به حساب می آمد. نوع سبک و شور تازه در صداها، این موسیقی را به شدت مشهور و پر فروش کرده بود و در آن زمان هیچ کس از این تکنیک خاص پامپینگ خبر نداشت و سالها به عنوان یک تکنیک محرمانه از آن یاد می شد. اما شاید تعجب کنید که این تکنیک توسط Douglas Shearer که یک مهندس صدا  و متخصص موسیقی و ادیت صدای فیلم بود در اوایل دهه 30 میلادی استفاده می شد. وی از این تکنیک جهت حذف صداهای اضافی بر روی صداهای دیالوگهای فیلم استفاده کرده بود. در سال 1966 گروه بیتلزها The Beatles در یکی از آثار خود به نام Tomorrow Never Knows به دلیل محدودیت تکنولوژی میکس آن زمان از داکینگ استفاده کردند. خیلی از صداهای خواننده بر روی کار به دلیل نوع چیدمان درام واضح شنیده نمی شد و در سال 2009 توسط یک مهندس صدا و میکس به نام Geoff Emerick با یک تکنیک خلاقانه و شبیه سازی دوباره درام و استفاده از تکنیک ساید چین دوباره مستر شد. باید یاد آور شد تکنیک های رایج کنونی هیچ ربطی به تکنیک ساید چین توسط کامپرسور ندارد اما به دلیل سادگی استفاده از آن جایگزین این تکنیک دست و پا گیر و وقت گیر شد و هم اکنون در سبک موسیقی الکترونیک یکی از روشهای محبوب میکس و کنترل فرکانس ها به حساب می آید.
در عکس زیر نمونه از یک کامپرسور شرکت dbx که مجهز به Sidechain است دیده می شود.