یکی از مهمترین و پایه ای ترین سوالات متداول در دنیای موسیقی این است که موسیقی کلاسیک چیست؟

در پاسخ باید دقیقاً مشخص شود که منظور، موسیقی کلاسیک است یا دورۀ کلاسیک؟ موسیقی کلاسیک، اصطلاحی است که به طور عام به موسیقیِ هنریِ اروپا اطلاق می شود و تاریخچۀ آن برمی گردد به حدود سال 500 میلادی. به طور کلی، موسیقیِ کلاسه بندی شدۀ اروپایی است که طی سالها جمع آوری و پژوهش، توانسته است مکتوب و مستند شود.

اما اگر منظور دورۀ کلاسیک باشد، باید دوره های مختلف موسیقی را شناخت که در زیر اشارۀ مختصری به آنها خواهیم کرد:

در دوره های موسیقی (Music Era) به ترتیب از دوران باستان، قرون وسطا و رنسانس می گذریم و به مهمترین آنها می پردازیم:

دورۀ باروک، از سال 1600 تا 1750 میلادی است که در آن آثار مهمی چون، چهار فصل اثر آنتونیو ویوالدی، ساخته شد. علاوه بر ویوالدی، یوهان سباستین باخ نیز یکی دیگر از موسیقیدانان مهم این دورۀ هنری است.

بعد از دورۀ باروک، می رسیم به دورۀ کلاسیک که در بالا اشاره کردیم. این دوره، از سال 1750 تا 1820 میلادی است و یکی از مهمترین دوران موسیقی کل تاریخ است. موسیقیدانانی چون ولفگانگ آمادئوس موتسارت، لودویک فان بتهوون، در این دوره بودند. در این دورۀ موسیقی، آثار بزرگی خلق شد و یکی از مشخصات این دوره، مقطع بودن (محکم و استوار و خشک، همچون فرهنگ آلمانی و قانونمند و مهندسی شده همچون تولیدات آلمانی) آثار این دوره است. سمفونی 9 بتهوون (موومان آخر - با شعری با نام کرال شادی، سرود شادی یا چکامۀ شادی) مثال خوبی است برای توضیح این مطلب.

تا اینجا به سوال مطرح شده، پاسخ دادیم، اما ادامۀ دوره های موسیقی:

دورۀ رمانتیک از سال 1820 تا 1900 میلادی است و در این دوره، موسیقی فرم دیگری به خود می گیرد و احساس (احساسات شخصی) نقش مهمی در این دوره بازی می کند. قطعات هیجان انگیر چایکوفسکی با تولید صداهای عظیم سازهای بادی، آثاری از شوپن، واگنر، فرانتس لیست و بسیاری موسیقیدان دیگر که در متون بعدی، به آنها به طور مفصل خواهیم پرداخت.

بعد از دورۀ رمانتیک، می رسیم به موسیقی قرن بیستم که خود به دو دسته تقسیم شده است: سالهای 1900 تا 1950 میلادی و 1950 میلادی به بعد که به آن، موسیقی معاصر، اطلاق می شود. موسیقی قرن بیستم با موسیقیدانان ناسیونالیستی همچون دبوسی، آغاز متفاوتی را از خود به جای می گذارد، که به آن موسیقی مدرن هم اطلاق می شود.

در وبسایت بیانت به این مباحث بیشتر خواهیم پرداخت و متوجه خواهیم شد که موسیقی الکترونیک، بر پایۀ تاریخ موسیقی سوار شد و به اینجا رسید. برای همین، دانستن محتوای تاریخی و دانش موسیقی، برای یک موزیسین الکترونیک، لازم و حیاتی است. نه تنها تئوری موسیقی، بلکه تاریخ موسیقی هم (به نوعی از سال 1950 به بعد) اهمیت بالایی دارد. موسیقی معاصر و موسیقدانانی چون اشتوکهاوزن، رابرت موگ، لیگتی را در متون آینده، بررسی خواهیم کرد. این مباحث را روی وبسایت بیانت حتماً دنبال کنید.