اگر چه کامپرسورها از دهه 1930 وجود داشتند اما همیشه تصورات غلط درباره ی کار آنها و روش استفاده از آنها نیز وجود داشته است. در حال حاضر که اینترنت با نظرات بدون پشتوانه پر شده است اطلاعات نادرست میتوانند سریعتر از هر زمان دیگری گسترش یابند.مطمئنن اگر صدای دلخواه خود را از کامپرسور گرفتید ، مهم نیست که چگونه به آن دست پیدا کرده اید یا به چه روشی اعتقاد دارید.مطمئنن این اطلاعات به دست آمده به جز گمراه کردن فردی که در حال آموزش دیدن است هیچ کمکی به او نخواهد کرد.در این مقاله افسانه هایی در مورد کامپرسور را بررسی میکنیم.


1: حرفه ای ها از ترفند های خاص ، فوق محرمانه و تنظیمات "حرفه ای" استفاده میکنند.

4،295،567 ویدیو در  YouTube را درنظر بگیرید که ادعا میکنند بهترین و "حرفه ای ترین" تنظیمات را برای فشرده سازی اصوات نشان میدهند.اگر در واقع "بهترین تنظیمات جهان" وجود داشته باشد همه ی سایت ها همان را توصیه میکنند اما اینطور نیست.آنچه آنها میگویند این است که "این تنظیمات برای من مفید بوده و امکان دارد برای شما نیز مفید باشد". افراد حرفه ای درمورد کامپرسور ها اطلاعات کاملی دارند که میتوانند خودشان به جلوه ی صوتی مورد نظرشان برسند.


2 : به Preset ها اعتماد کنید و کاری که میگویند را انجام دهید

یک Preset به نام Female vocal ممکن است روی آواز یک زن خوب به نظر برسد وممکن است خوب به نظر نرسد.در هر حال اگر میزان سیگنال ورودی مساوی سیگنال ورودی صدایی که Preset با آن تنظیم شده نباشد شما نمیدانید که آیا به نتیجه مورد نظر رسیده اید یا خیر.یک سیگنال ورودی با شدت بالاتر قطعا بیشتر از یک سیگنال ورودی با شدت کم فشرده میشود.در صورتی که Preset میزان شدت سیگنال ورودی خود را به شما گفته باشد در این صورت سرنخی از نوع تنظیمات Input یا Threshold خواهید داشت و میتوانید به هدف اصلی نزدیک تر شوید.


3 : افزایش زیاد ضریب کامپرسور (Ratio) ، آنرا به لیمیتر تبدیل میکند. D:

من بحث های بی پایان زیادی درباره ی این موضوع در فروم های اینترنتی دیده ام اما صنعت صوت به استثنای موارد کمی "قوانین زبانی" برای تعریف کلمات کامپرسور یا لیمیتر ندارد.

کسانی که از قوانین خاصی پیروی نمیکنند میگویند یک لیمیتر باید نسبت بینهایت داشته باشد و عده ای میگویند نسبت 1:20 برای تمام اهداف صدا را لیمیت میکند.بنابراین، این افسانه که تعاریف رسمی و جهانی وجود دارند ، وجود ندارد. اگر به محدود کننده نیاز دارید از Limiter استفاده کنید.اگر Limiter ندارید ، نسبت فشرده سازی را تا جایی که میشود زیاد کنید. به همین سادگی!


4 : اگر رنج داینامیکی صدا بد است ، کامپرسور دوای آن است.

لزوما اینطور نیست. کامپرسور ها فقط یک گزینه هستند.تکنیک های میکرفون گذاری مانند نزدیک کردن آن به خواننده و یا دور کردن آن برای ایجاد رنج داینامیکی مناسب و رفع تغییرات زیاد کمک میکند.پلاگین های Vocal Rider محدوده ی داینامیکی را فقط با سطح تعیین شده مساوی میکنند پس بیرون زدگی های کامپرسور مانند صدای تنفس و... را ایجاد نمیکند.همینطور برای جبران تغییرات داینامیکی میتوانید از Cliper ها و یا Automation نیز استفاده کنید و فقط برای کنترل قله ها کامپرسور با تنظیمات نرم ، میتواند گزینه مناسبی باشد.

( نظر شخصی و بدون تعصب : من اغلب کنترل داینامیک ها را به صورت دستی و با افزایش یا کاهش والم حتی قبل از فکر کردن به کامپرسور انجام میدهم و سپس فقط در صورت نیاز از کامپرسور نرم استفاده میکنم)


5 : Vocal ها عاشق Attack سریع هستند.

این موضوع اغلب درست است اما نه همیشه.برای مثال حروف صامت اول کلمات ، با تنظیم Attack سریع ، صدا نخواهند داد. بطور مثال برای موسیقی رپ ، سرعت Attack تاثیرات قابل لمسی را در قابل فهم بودن وکال و یا بیرون زدگی آن از میکس ایفا میکند.


6 : نتیجه ی استفاده از Attack سریع روی درامز ، یک صدای مرده است.

طولانی کردن زمان Attack  درامز ، یکی از روش های زنده نگه داشتن Transient های آن است اما اغلب مواقع فشرده سازی به صورت موازی (Parallel) صدای طبیعی تری میدهد.کامپرسور در این حالت به بهترین شکل وظیفه ی خود را انجام میدهد و در همان حین سیگنال موازی Transient ها را در بیشترین حد ممکن حفظ میکند. استفاده از Transient shaper ها روی سیگنال خشک نیز میتواند به تاکید روی آن و یا برعکس کمک کند.


7 :فشرده سازی عمیق تر با Knee ، فراتر از Threshold 

استفاده از Soft-Knee به این معنی نیست که ضریب فشرده سازی کمتری بعد از عبور سیگنال از Threshold اعمال میشود. فشرده سازی درست قبل از رسیدن سیگنال ورودی به Threshold شروع میشود و ضریب فشرده سازی همچنان بالاتر از Threshold افزایش می یابد تا زمانی که سیگنال به حداکثر ضریب فشرده سازی برسد.


8 :فشرده سازی بد است ، زیرا ویژگی های انسانی آواز را از بین میبرد

بله. فشرده سازی نادرست میتواند جذابیت های یک صدا را از بین ببرد و آنرا غیر طبیعی کند. همچنین نه. زیرا فشرده سازی متوسط میتواند نویز های دهان ،  صدای تنفس و سایر اصواتی که باعث طبیعی تر و صمیمی تر شدن صدا میشوند را پر رنگ تر کند.هدف یافتن نقطه ای درست میان طبیعی بودن و نبودن است.گاهی اوقات Limit کردن انتخاب بهتری است زیرا شما میتواند سطح سیگنال را زیر آستانه ی تعریف شده قرار دهید بدون آنکه صدا را پردازش کنید.Limiter به سادگی قله ها را کاهش میدهد.


9 :فقط افراد تازه کار EQ را بعد از کامپرسور قرار میدهند.

قابل درک است که استفاده از EQ قبل از فشرده سازی دلایل منطقی خود را دارد. فرض کنید یک Kick،در فرکانس های پایین بیش از حد انرژی دارد.اگر این صدا ابتدا کامپرسور را تغذیه کند ، کامپرسور به مقدار زیاد Kick واکنش نشان میدهد و احتمالا Pumping و بیرون زدگی مصنوعی به آن اضافه خواهد کرد.ابتدا درامز را EQ کنید . کامپرسور به صدای Kick اکولایز شده واکنش درستی نشان خواهد داد. با این حال اگر از EQ برای افزایش دامنه فرکانسی استفاده میکنید ، کامپرسور با تلاش برای فشرده سازی ، محدوده ی اضافی را حذف خواهد کرد. اگر میخواهید یک صدا را شفاف تر کنید از EQ بعد از کامپرسور استفاده کنید.


10 :از قوانین استفاده ی کامپرسور سرپیچی نکنید.

بعضی افراد اعتقاد دارند که همیشه استفاده از کامپرسور های Optical روی Vocal نتیجه ی بهتری دارد. اگرچه برخی از فناوری های کامپرسور برای انواع خاصی از صدا به گزینه های محبوبی تبدیل شدند اما شما سایر گزینه ها را نیز نادیده نگیرید. یک آواز تهاجمی ممکن است از یک کامپرسور مبتنی بر FET بهرمند شود در حالی که یک کامپرسور Opto میتواند به نرم شدن انتشار یک Kick کمک کند...یا نه. گوش کنید و خودتان تصمیم بگیرید. اگر از فناوری کامپرس "پیش فرض" استفاده نکنید ، موسیقی شما متمایز با موسیقی افرادی که از این قوانین پیروی میکنند صدا خواهد داد.


11: فشرده سازی زیاد باعث میشود موسیقی شما جذاب تر شنیده شود.

این دیگه حقیقت نداره! سرویس های Streaming میزان جریان صدا را با مقادیر (LUFS (Loudness Unit Full Scale از پیش تعیین شده برابر میکنند و یک موسیقی با همان میزان LUFS ، مشابه شنیده میشود.موسیقی بیش از حد فشرده ، بلند تر از یک موسیقی با رنج داینامیکی مناسب ، شنیده نمیشود بلکه امکان دارد در مقایسه با آن " بی روح" بنظر برسد.افزودن مقداری فشرده سازی در باس Master  برای چسباندن اجزا به یکدیگر منطقی است اما این مقدار معمولا ناچیز است و به دلایل هنری بکار میرود.جنگ بر سر بلندی صدا اساسا به پایان رسیده است! من نمیتوانم به یادداشت مثبتی در مورد پایان دادن به این موضوع فکر کنم!


منبع : Waves.com  

مترجم : محسن تهرانی